شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
497
نفثة المصدور ( فارسى )
غ غاليه سايى - 99 / 13 خوشبوىسازى و خوشبوىفروشى . از « برهان م » . مركّب از غالية « 1 » : آميختهاى از خوشبوىها . از « المصباح المنير » ، خوشبويى مركّب از مشك و عنبر و عود و دهن . از « لسان العرب » + ساى ( - ساينده ) : خردكننده و نرمكننده + ى ( مصدرى ) . و « غاليه سايى بر دست گرفتن « 2 » » كنايتست از : عمل خوشبوىسازى و خوشبوىفروشى را شروع كردن .
--> ( 1 ) - در « شفاء الغليل » للخفاجى ص 194 و 195 ، راجع به « غالية » و نيز قولى در باب نخستين كس كه آن را ساخته بوده مطالبى آمده است ، بدانجا رجوع شود . ( 2 ) - « بر دست گرفتن » در اين عبارت ( ص 99 س 13 ) بمعنى آغاز كردن و شروع كردن آمده است ، همچنانكه در اين بيت ناصر خسرو نيز بدين معنى است : بر دست مگير چون سبكساران * كارى كه بسرش برد نتوانى « ديوان ناصر خسرو » ص 414 س 18 و نيز به همين معنى است در اين عبارت « كليله و دمنه » مصحح استاد نحرير جناب آقاى مينوى ، ص 308 س 14 و 15 و ص 309 س 1 : « آوردهاند كه در زمين هند شگالى بود روى از دنيا بگردانيده و در ميان امثال خويش مىبود ، اما از خوردن گوشت و ريختن خون و ايذاى جانوران تحرز نمودى ، ياران بر وى مخاصمت بر دست گرفتند : . . » . نيز ، رك : « كليله و دمنه » ص 219 س 5 و ص 320 س 4 .